از اواخر ماه مه تا به امروز، ترامپ تقریباً در هر زمینهای به قیمت منافع آمریکا در مقابل نتانیاهو تسلیم شده است، از ایران گرفته تا غزه و لبنان. این تسلیمهای تحقیرآمیز، فقط باعث بیپرواتر شدن نتانیاهو شده است.
رژیم صهیونی، با چماق تجاوز و اشغال و حملات روزانه به لبنان، به دنبال اهداف بزرگتری در لبنان است و حکومت منفعل لبنان که با کینه توزی کشورهای عربی تحریک میشود، فتنه جدید و جنگ داخلی را در لبنان برای تحقق اهداف امریکا و رژیم صهیونی ترجیح میدهد.
شرایط کشور «عادی» نیست و ممکن است هر لحظه جنگ سخت به جنگ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اضافه شود. اداره امور در «شرایط ویژه و غیرعادی»، باید ویژه باشد. «کشورِ در شرایط غیرعادی» را نمیتوان با همان روشی که «کشور در شرایط عادی» است، اداره کرد.
باید توجه داشت که سازگاری سیاستهای پولی و مالی برای کاهش تبعات محدودیتهای احتمالی (مانند تحریمها، شوکهای خارجی یا بحرانهای داخلی) از اهمیت بالایی برخوردار است.
دلیل اصلی شکست جنبش این بود که مصدق همزمان علاوه بر ملی کردن نفت، توسعه سیاسی و مدنی را نیز در دستور کار داشت. او همزمان پیگیر احیای اصول مشروطه، شامل: انتخاب نمایندگان واقعی مردم در مجلس، کنترل دمکراتیک بر نیروهای مسلح و وادار کردن شاه به سلطنت و خودداری از دخالت در حکومت نیز بود.
عامل اصلی ثبات در کشورهای منطقه، جریان مقاومت است. امروز اسرائیل تلاش میکند همین عوامل ثبات را از میان بردارد. فشار برای خلع سلاح حزبا... و حشدالشعبی دقیقاً در همین راستاست.
در دنیای هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، فناوریهای ماهوارهای و هواپیماهای رادارگریز، این «جنگ ارادهها» نیست که سرنوشت جنگ را مشخص میکند، بلکه این «جنگ فناوری» است که پیروز میدان را مشخص میکند.
ترامپ سیاست خارجی را بهمثابه امتداد تجربههای اقتصادی خود میبیند؛ جایی که دیپلماسی با مذاکرههای تجاری شباهت دارد و هدف اصلی آن، کسب بیشترین امتیاز به هر قیمت ممکن است.
با وجود شكستهاي اوليه، نيروهاي ايراني، از جمله ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نيروهاي مردمي بسيج در برابر پيشروي ارتش متجاوز بعثي عراق مقاومت كردند و درنهايت آنها را به عقب راندند. ايران ما از تجاوز اخير دشمن صهيوني نيز سربلند بيرون ميآيد.
اگرچه جنگ مغلوبه میشود، تروریسم امریکایی و صهیونی مغلوبه نمیشود، زیرا آنان از ابتدای تأسیس رژیم کارشان با ترور پیش رفت و در این کار هم به لحاظ اطلاعاتی و هم به لحاظ عملیاتی فربه شدهاند و اگر بخواهیم این خیک را بترکانیم، فقط باید جنگ را به نفع خود مغلوبه کنیم.
در روابط امريكا با شركاي خاورميانهاي بايد سياست واشنگتن در قبال چين را نيز مدنظر داشت. ايالات متحده، چين را مهمترين رقيب بينالمللي خود تلقي ميكند و بنابراين بايد تعاملات امريكا با منطقه از منظر رقابت با چين نيز مورد تحليل و ارزيابي قرار بگيرند.
هنگامی كه تاكتيک خريد زمان و محول كردن حل مساله به آينده نامعلوم به يک استراتژی مبنايی تبديل میشود، آنگاه سياست به مثابه كنش عقلانی فرو میريزد و به جای آن، تاخير، تعلل و ناديده گرفتن امور مینشيند.