plusresetminus
تاریخ انتشارسه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۱۰:۴۲
کد مطلب : ۳۲۲۰۴
در جلسۀ اقتصاد سیاسی بهشتی ستیزی، انجام شد

دفاع جانانۀ فرشاد مومنی از قانون اساسی و رد اتهام چپ گرایانه بودن اصول اقتصادی این قانون

هدف ما از جمهوری اسلامی، برپایی سراپرده عدل بود
استاد دانشگاه علامه طباطبایی و نظریه پرداز اقتصادی با اشاره انتقادها از اصول اقتصادی قانون اساسی، گفت: قانون اساسی ما در اصول، یک محصول بشری است و محصول بشری همواره قابل نقد است و جا برای اصلاح و تصحیح دارد... اما در عین حال این قانون اساسی در زمان تصویب نهایی اش یکی از پر افتخارترین اسناد هویت جمع یافته تاریخ اندیشه ی بالغ بر هزار ساله گذشته ایران است.
عکس از میلاد شیراوند
عکس از میلاد شیراوند
به گزارش سرویس اقتصادی ایصال نیوز و به نقل از جماران، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبای و مدیر موسسه مطالعاتی دین و اقتصاد؛ در جلسه ای با عنوان «اقتصاد سیاسی بهشتی ستیزی» اظهار کرد: بهانه این بحث واکاوی اعتبار علمی ادعاهایی بوده که مدتی است بیش از گذشته درباره اصول اقتصادی قانونی اساسی مطرح می شود. علت انتخاب این موضوع این است که از قانون اساسی این مهمترین ذخیره های دانایی کشور و پایدارترین میثاق ملی ایرانیان کمک بگیریم و نسبت خودمان را با شرایط و نیازهای کنونی جامعه مشخص کنیم تا تلاش هایی که برای انحراف اذهان مردم و حکومتگران از مسائل کشور صورت می گیرد، را مشخص کرده و فرصتی فراهم کنیم که در آن به آن شبهه ها و نقد هایی که مطرح می شود پاسخ دهیم و ببینیم  چگونه می توانیم دست اندرکاران را برای مهار گرفتاری ها کمک کنیم تا با دقت بیشتری کار خود را جلو ببرند.
 
صد رحمت به دایی جان ناپلئون!
او به مناظره اخیر اقتصادی در شبکه افق اشاره کرد و گفت: در گفت و گویی در تلویزیون مسائلی مطرح شد  که مناقشه های مختلفی به آن وارد است اجمالا آنچه در این گفتگو مطرح شد نه نسبتی با علم داشت نه با اخلاق و نه نسبتی با مسائل جدی مبتلابه کشورمان. اما این جلسه چرخید و چرخید و مباحث مختلفی را مطرح کردند تا این که یکباره همه چیز کنار رفت و گویی کسانی با کشف و شهود متوجه شدند که اصول اقتصادی قانون اساسی ما با ترفندهایی از ناحیه روس ها قالب شده و به برجسته ترین اسلام شناسان قرن بیستم که بخشی از آنها مستقیما در مجلس خبرگان قانون اساسی حضور داشتند اتهاماتی زده شد. این که چطور ماجرا به اینجا رسید و صحنه آرایی غیرمتعارف و مشکوکی شد که به سبکی که در ادامه توضیح خواهم داد طوری این صحنه آرایی صورت گرفت که باید گفت صد رحمت به دایی جان ناپلئون! سر و کله کیانوری و اولیانوفسکی و اوشانا پیدا شده و همه هم در حیطه اصول اقتصادی تحت تاثیر ماجرا سازی قرار گرفتند.
او افزود: از جنبه روش شناختی یکی از حیاتی ترین مسائلی که در امور  اجتماعی و انسانی، ادراک انسان را تحت تاثیر قرار می دهد وقوف روش شناختی و نقص اطلاعاتی انسان هاست که باعث می شود این نوع تلاش ها را توطئه آمیز و توهم آمیز نبینیم و حمل بر صحت کنیم.  اتفاقا این حمل بر صحت تمدن ساز بوده و مثلا در اقتصاد به صورت نمادین در سال 1974 همزمان با اعطای جایزه اقتصادی نوبل به گونار میردال، به فردریش فون هایک هم این جایزه اعطا می شود. گرچه به گمان من بین این دو فاصله زیاد است و کسانی میردال را با اسمیت که مقام تاسیسی دارد، مقایسه کرده اند و نشان داده اند که او همه صلاحیت های یک بنیان گذار را دارد و حتی مزیت هایی دارد که اسمیت هم نداشته است، در چارچوب وقوف روش شناختی و نقص اطلاعات انسان ها، فردریش هایک هم محترم است و مارکسیست ها محترم هستند تا آنجا که در قواره علم در رویکرد نظری به آنها نگاه کنیم. اما وقتی مساله از ساحت ادب علمی خارج می شود و برچسب زنی و خلاف گویی اتفاق می افتد باید حواسمان را جمع کنیم.
 
آدرس های غلطی که به جامعه می دهند
مومنی ادامه داد: جامعه باید حواسش را جمع کند و بداند که ما در منطقه بسیار پر آشوب در جهان پر تلاطم با انبوهی از گرفتاری های داخلی روبرو هستیم و اگر کسانی به هر دلیلی آدرس های غلط بدهند برای جامعه ما لطمه ایجاد می کند؛ حال آنکه ما باید منافع ملی را مبنا قرار دهیم. اگر کسی می خواست با ادب علمی نشان دهد که آیت الله بهشتی تحت تاثیر اندیشه چپ بود باید تعریف عملیاتی خود از مفهوم چپ را ارائه می کرد. وقتی این کار را نمی کنند و بعد خلاف گویی و  شائبه ایجاد می شود دیگر حمل بر صحت کردن، دشوار است.
 
احترم بهشتی به مالکیت خصوصی و عدالت اجتماعی در قالب دستگاه فکری اسلام است
او با اشاره به برخی سخنان خود در جلسات قبلی موسسه دین و اقتصاد در ادامه گفت: در صحبت های عمومی این را مطرح کرده ام که اندیشه اسلامی سابقه اش هزار سال بیشتر از لیبرالیسم و مارکسیسم است و وقتی آیت الله شهید بهشتی به عنوان یک مسلمان عالم در استانداردی که در قرن بیستم بی نظیر بوده، به مالکیت خصوصی و آزادی فردی و انتخاب گری انسان می پردازد، او را به تمایلات لیبرالی متهم می کنند یا اگر مباحث مطرح او در باب عدالت اجتماعی را تحت تاثیر تمایلات سوسیالیستی مطرح کنیم دچار خطا شده ایم؛ چرا که هر آدم اهل خردی  می فهمد که این احترامی که شهید بهشتی به مالکیت خصوصی یا از آن سو به عدالت اجتماعی می گذارد در قالب دستگاه فکری اسلام است که سابقه ای هزار سال بیش از مارکسیسم و لیبرالیسم دارد.
 
قانون اساسی یک سند پرافتخار است اما بی نقص نیست چون محصول بشری است
این استاد دانشگاه به انتقادها از قانون اساسی اشاره کرد و گفت: هر کس که الفبای توسعه را بداند می فهمد که ما امر اقتصادی مستقل از اجتماع و فرهنگی و سیاسی نداریم و در واقع بحث هایی که درباره اصول اقتصادی قانون اساسی مطرح شد  اگر در کادر علم باشد، باید پیوند آن جهت گیری های اقتصادی را با سایر جهت گیری های قانون اساسی ارزیابی کنیم و یکی از نکته های آن مناظره حکایت می کند که دقت علمی بایسته در این زمینه رعایت نشد. به صورت ایجابی این نکته را عرض می کنم که قانون اساسی ما در اصول، یک محصول بشری است و محصول بشری همواره قابل نقد است و جا برای اصلاح و تصحیح دارد و تدوین کنندگان قانون اساسی هم ادعا نکرده بودند که این اصول غیرقابل گفت و گو است؛ اما در عین حال این قانون اساسی در زمان تصویب نهایی اش یکی از پر افتخارترین اسناد هویت جمع یافته تاریخ اندیشه ی بالغ بر هزار ساله گذشته ایران است. پس یک دستاورد سترگ است اما بی نقص نیست و محصول بشری است.
 
سه گروه دانایی مشهود در تدوین قانون اساسی
او ادامه داد: قانون اساسی از نظر کیفیت با همه نقد هایی که شخصا به آن دارم فی حد ذاته از این نظر نزد من بسیار گرامی است و یکی از بی نظیرترین ترکیب ها از سه گروه دانایی در این سند قابل مشاهده است. این سه گروه دانایی عبارتند از اول: «شناخت بسیار عمیق از تاریخ اقتصادی سیاسی و اجتماعی ایران» دوم : «آگاهی نسبتا عمیق از آخرین دستاوردهای نظری دانش توسعه» البته تا آن زمان؛ و سوم: «برخورداری از یکی از به روزآمدترین فهم های متناسب با اقتضائات زمانه از دیدگاه اسلامی»
 
اصول قانون اساسی مطابق با نظر اکثر اقتصاددانان عصر خود بود
فرشاد مومنی در ادامه سخنان خود در موسسه دین و اقتصاد با بیان اینکه اظهاراتی که درباره چپ گرایانه بودن اصول اقتصادی قانون اساسی زده شده است تا مرز بی صلاحیتی هیچ ردی از آگاهی به این سه گروه معرفت ها را ظاهر نمی کند، تصریح کرد: اگر مثلا در اصول اقتصادی قانون اساسی تقدم رتبه ای نسبت به دولت می بینید، این به معنای تمایل دولت سالاری نیست بلکه به دلیل فهم عمیق از مساله توسعه و جزء اصول موضوعه توسعه است که دولت نقش کلیدی در سرنوشت جامعه اش داشته باشد و هیچ اتفاق مطلوبی هم به صورت تصادفی رخ نمی دهد چرا که اراده و اندیشه و سازمان مناسب خود را می خواهد. از این زاویه توجه داشته باشید که بالغ بر دو سوم برندگان جایزه نوبل در حیطه اقتصاد تا قبل از تدوین قانون اساسی، کسانی هستند که بر محور نقش تعیین کننده دولت برای غلبه بر در دوگانگی های اقتصادی و اجتماعی و فناورانه جایزه نوبل گرفته اند. مسأله مداخله دولت در آن شرایط یک اصل موضوعه بدیهی برای جایزه گیرندگان نوبل بوده تا حدی که آندره فوتن در کتاب «تاریخ جنگ سرد» مستنداتی ذکر می کند که آن زمان اگر کسی سخن از احاله امور به بازار می گفت تصور عموم این بود که مشاعر او باید کنترل شود. او را فردی مشکوک می دانستند که می خواهد برای فاجعه ای مثل جنگ جهانی بسترسازی کند و نابرابری و زورگویی را برگرداند. در آن شرایط که آن جایگاه برای دولت در نظر گرفته شده در عین حال در قانون اساسی تمهیداتی اندیشیده شد که دولت کارفرمای بزرگ نباشد. حال اگر چنین سندی را با این وقوف متهم کنیم که تحت تاثیر توده ای ها بوده، یک جنایت علیه بشریت است.
 
انقلابیون نسبت به جنایات و دسیسه های روس ها هم حساس بودند
او افزود: هر کس انقلاب را درک کرده باشد می داند این مباحث با چه میزان از انصاف و علم مطرح می شود. اتفاقا حساسیت جامعه ما در زمان انقلاب نسبت به جنایت ها و دسیسه های روس ها اصلا کمتر از انگلیسی ها و آمریکایی ها نبود و ببینید چقدر کتاب و مقاله در آن زمان در افشای خیانت های پرشمار بلشکویک های روسی علیه جریان های استقلال طلب و آزادی خواه در ایران انتشار یافته است و اگر توده ای ها تظاهر می کردند که با امام خمینی همراهی دارند، همه می فهمیدند که این هم جزو دسیسه های روس هاست. این نیاز به کشف و شهود نداشت. در حالی که بیش از دو سوم جمعیت کنونی ایران آن ایام را درک نکرده اند ، داستان سرایی و دروغ پردازی هایی از این دست انصاف نیست و به کلی از ادب علمی هم خارج است و حمل بر صحت کردن این حرف ها را دشوار می کند.
 
بدون بخش مولد و توسعه گرا، نجاتی برای ایران نیست
مومنی با بیان این که «بهشتی ستیزی و ملکوک کردن یکی از چهره های درخشان چهره های دی دینی و سیاسی صد ساله اخیر ایران، واقعا چه مشکلی را حل می کند؟!» افزود:  مسائل ما حدالمقدور همان طور که هست دیده شود. وقتی در قانون اساسی ما گفته می شود به تمهیداتی مبتنی بر دوران گذار نیاز داریم، برای این است که بخش خصوصی ما وجه غالبش مولد شود و از بدآموزی های تاریخی نجات یابد و با نگاه از این دریچه، تلاش های خارق العاده شده است که ظرفیت ایجاد کند. این به معنای نادیده گرفتن بخش خصوصی نیست و به حکم اسلام شناس بودن، بخش اعظم اعضای خبرگان می دانستند که بدون بخش مولد و توسعه گرا نجاتی برای ایران متصور نیست.
 
کنت گابینو: ایرانیان طوری رفتار می کنند که گویی همگی دلال به دنیا آمده اند!
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه سخنان خود گفت:  کنت گابینو از برجسته ترین دانشمندان عصر روشنگری (که مدتی به عنوان دیپلمات فرانسوی در ایران بود) می گوید، «ایرانیان به گونه ای رفتار می کنند که گویی همگی مادرزاد دلال به دنیا آمده اند». تدوین کنندگان قانون اساسی با وقوف عالمانه این ملاحظات، برای دولت جایگاه بالا در نظر می گیرد. چارلز عیسوی در کتاب تاریخ اقتصادی خاورمیانه و شمال آفریقا می گوید یک غفلت نابخشودنی حیرت انگیز در تاریخ چند صد ساله از ناحیه حکومت ها در زمینه غفلت از مسئولیت های زیرساختی حکومت ها دیده می شود . اگر قانون اساسی با این اشراف، مسئولیت های سنگین برای دولت در نظر می گیرد، با در نظر گرفتن ذخیره دانایی و نگاه عمیق به ادبیات توسعه و وقوف به تاریخ اقتصادی ما است.
 
درباره کارنامه اقتصادی پهلوی نه غلو کنیم و بی انصافی
وی تصریح کرد: کسانی اشک تمساح می ریزند که با صنعت پهلوی چنین و چنان برخورد شد، بدانند که ما الان کارشناسی در استاندارد بایزید مردوخی استاد ارجمند در صنعت و توسعه صنعتی در ایران نداریم؛ ایشان در سال 66 در همایش دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران در مقاله خود درباره مواجهه با شوک معکوس نفتی؛ برای این که نشان دهد که باید واقع بین باشیم، این تعبیر را به کار بردند که «محاسبه های ما در سازمان برنامه و بودجه نشان می دهد که در زمان تحویل گیری اقتصاد از رژیم پهلوی توان صنعتی ایران در حدی بود که کل صادرات صنعتی ایران در بهترین حالت می توانست نیازهای وارداتی سه روز بخش صنعت را تامین کند». این یعنی ما باید خیلی حواسمان را جمع کنیم. بی انصافی در زحماتی که در پهلوی کشیده شده خلاف عقل و اخلاق است اما غلو کردن و دروغ گفتن و اشک تمساح ریختن هم همین حکم را دارد و رسالت علم می گوید واقعیت را همان طور که هست بببینیم.
اگر شما می بینید که آرایش قوا را در زمان پیروزی انقلاب آن طور طراحی کردند که مسئولیت های خطیر برای دولت در نظر بگیرند؛ به همان اندازه متکی به واقع  بینی های عالمانه به بد آموزی بخش خصوصی و بی رغبتی به دلالی و سوداگری است. به همان اندازه متکی به دانایی و توسعه است و مبتنی بر آموزه های اسلامی است.
 
توصیه امام علی (ع) به مقابله با مفت خورها و احتکارگران اقتصادی
او در ادامه گفت: مهندس بحرینیان هفته قبل در فرهنگستان علوم بحث خوبی درباره "بازی خوردن نظام تصمیم گیری در عدم حساسیت کافی برای ارتقای بنیه تولیدی در کشور" با بیان نکاتی  از نهج البلاغه مطرح کردند که آدم افتخار می کند که امیرالمومنین (ع)  پیشوای ماست. ایشان در مورد چگونگی کنترل مفت خورها و احتکارگر ها به حکومتگرها هشدار می دهد و حمایت از صنعت گران را توصیه می کند. بنابراین، در عین حالی که می گویم قانون اساسی محصول بشری و قابل نقد بوده که در تجربه عملی کاستی هایی از آن دیده می شود اما در عین حال سندی نیست که هر کسی بی پروا و بی سند و برچسب زنانه و به دروغ، چیزهایی را به آن نسبت دهد.
 
کارنامه افتخار آمیز برای پایبندان به قانون اساسی
این استاد دانشگاه علامه در ادامه سخنانش با اشاره به به افتخاراتی که قانون اساسی در تاریخ ایران رقم زده؛ گفت: برخی سیاست گزاران که به شکل فاجعه آمیزی خود را ناتوان و بی کیفیت نشان داده اند؛ بدانند که این قانون اساسی در دهه ساله اول بعد از پیروزی انقلاب تا زمانی که پایبندی نسبی به آن وجود داشت، افتخار آمیزترین کارنامه ها را رقم زده که باید از آن درس بگیریم. من در کتاب «کارنامه دولت جنگ» با استناد به کار بسیار ارزشمندی که بانک جهانی انجام داده بود، نشان دادم که طی آن 10 سال و در مقایسه با قبل از انقلاب میزان اتکا به رانت نفتی در اداره اقتصاد ملی از حدود 34 درصد به کمتر از 15 درصد رسید و این افتخار ارزشمندی است که به اندازه بزرگیِ اهمیتش، باید درک شود.
دولت جنگ، رانت نفتی را کاهش داد و فعالیت های مولد را جایگزین کرد. در مقاله ای با عنوان «نحوه مواجهه با مازاد درآمد نفتی در سه تجربه شوک قیمت نفت» که سال 90 در اقتصاد و جامعه منتشر شد، نشان دادم که در سه تجربه جهش قیمت نفت از سال های " 52 تا 56 " و " 58 تا 64 " و " 84 تا 90 " در آن مقطع وسطی که به پیروزی انقلاب منتهی شد؛ هیچ یک از عوارض بیماری هلندی و نفرین منابع در اقتصاد ایران ظاهر نشد و این دستاورد بسیار بزرگی است که بر اساس قانون اساسی حاصل شد و مردم می دانند که با تکیه بر این قانون اساسی بود که برای اولین بار در تاریخ اقتصادی ایران با وجود جنگ طولانی حتی یک مورد  مرگ و میر ناشی از اپیدمی و قحطی نداشتیم؛ در حالی که در بعد از جنگ، مرگ و میر ناشی از قحطی سرم اتفاق افتاد؛ آن وقتی که بازارگرای مبتذل مبنای قاعده گذاری برای اقتصاد ملی شد.
 
پایین ترین نرخ رشد نقدینگی ایران در 50 سال گذشته؟
مومنی با انتقاد از  زدن برچسب چپ گرایی به اصول قانون اساسی، یادآور شد: در آن 10 سال ابتداییِ انقلاب، شاهد پایین ترین نرخ رشد نقدینگی و تورم در 50 سال اخیر بوده ایم و در عین حال، پایین ترین میزان واردات مصرفی لوکس و تجملی متعلق به آن دوره بوده و سهم امور اجتماعی و مسئولیت پذیری حکومت در زمینه سلامت و آموزش و تغذیه و مسکن مردم، بالاترین حد در تجربه اقتصادی 70 ساله بوده است.
 
مداخله گری توسعه گرا یا اختلال زا؟
این استاد دانشگاه تاکید کرد: حیاتی ترین مساله برای آنها که می خواهند شرافت مندانه بحث کنند این است که آن قانون اساسی باعث شده که مداخله های توسعه گرا و اعتلابخش حکومت در قله تاریخی خود قرار گیرد و مداخله های اختلال زا برای نقش آفرینی بخش خصوصی مولد به حداقل تاریخی خود رسید.
 
آنجا که مافیا دولت و مجلس را تصرف می کند
مومنی در ادامه گفت:  عده ای از دریچه بازارگرایی مبتذل، دولت چپ گرا و دولت راستگرا را مطرح می کنند و عقب ماندگی ذهنی خود را نشان می دهند. دهه ها است در ادبیات توسعه بحث بر سر این است که با اجازه "عملکرد آزادانه" دادن به نیروهای بازار در یک ساخت توسعه نیافته، مافیا شکل می گیرد و با این اتفاق بازار و دولت  جایگاه خود را از دست می دهند و دولت و بازار به تسخیر مافیاها در می آید. اما این افراد در کلیشه های دوره جنگ وجود دارند و از طرفی وقتی به دروغ گویی هم متوسل می شوند، دیگر حمل بر صحت گرفتن این آدرس های غلط و رفتارها دشوار می شود.
 
اذعان منتقدان به کاهش شاخص مداخله کلی دولت در زمان جنگ
فرشاد مومنی به سند پیوست شماره یک قانون برنامه اول توسعه ایران اشاره کرد و گفت: این سند را کسانی نوشتند که در زمره رادیکال ترین منتقدان اقتصادی کشور در دوره جنگ بودند. در آن سند می گویند شاخص مداخله کلی دولت در اقتصاد طی سال های پایانی حکومت پهلوی 63 درصد بود و در سال پایان جنگ این شاخص به 40 درصد رسیده است. آخر کدام شعور اقتصادی می گوید آن دولت که علی رغم شرایط جنگی مداخله دولت را کاهش داده، چپ گرایانه عمل کرده است؟! آن که این را مشکوک تر می کند این است که این سند را خودشان نوشته اند و بعد خلاف آن را هم در رسانه های مافیایی خود تبلیغ می کنند. چگونه این را حمل بر صحت کنیم؟! به صورت بنیادی تحلیل این آدرس غلط دادن ها از سوی بازارگرایی رسانه ای آنها را در مقدمه کتاب اقتصاد سیاسی توسعه در ایران امروز توضیح داده ام و گفته ام که بازارگرایی مبتذل دستاویز شوک درمانی برای فراهم کردن اقتصاد غارتی در اقتصاد سیاسی است.
 
کارنامه روشن اقتصادی دولت زمان جنگ، به دلیل پایبندی به قانون اساسی
او با بیان این که «من از حریم بازارگرایی به عنوان تئوری دفاع می کنم و علی رغم نقدهای جدی، آن را بخشی از ذخیره دانش بشری می دانم»، ادامه داد:  شما چه طور بازارگرایی هستید که کارنامه دولت جنگ با این شاخص ها را به چپ گرایی متهم می کنید؟! در ابتدای همان سند که گفتم نویسندگان اظهار حیرت کرده اند که الگوی مصرفی در مداخله های توسعه گرایانه دولت در دوره جنگ به گونه ای است که سهم مصارف غیرضرور و غیرتوسعه ای و ضد توسعه ای در آن به صفر رسیده است. یعنی در دوره ای که پایبندی به قانون اساسی بوده، چنین کارنامه ای برای کشور رقم خورده است.
 
بازی غارتگرایانه با دولت چه کرد؟!
فرشاد مومنی یادآور شد: در همان مقدمه کتاب اقتصاد سیاسی توسعه  نشان داده ام که چگونه در اثر جاری شدن سیاست های بازارگرایی مبتذل و اجازه عملکرد آزادانه به بازار بدون تمهید مناسب، باعث شد که کالای لوکس و تجملی 53 برابر قبل وارد شود و در 5 سال بعد از جنگ ما با بحران تغذیه مواجه بودیم و دسترسی مردم به مواد پروتئینی و نشاسته ای و کاهش داشته است. باید حواسمان باشد دولتی که شرافتمندانه جنگ را اداره کرد و اعتماد بخش خصوصی مولد را به گونه ای جلب کرد، بالاترین رشد تجربه شده در سرمایه گذاری بخش خصوصی مولد در ماشین آلات را شاهد بود و اکنون آن را چگونه به چپ گرایی متهم می کنند؟! و حالا امروز می بینیم که در اثر بازی غارتگرایانه بعد از جنگ بازارگرایان؛ سال 1401  چهارمین سالی بود که کل سرمایه گذاری دولت و بخش خصوصی تکافوی استهلاکات را نتوانسته کرد!
 
افزایش امید به زندگی در دهه اول انقلاب چقدر بود؟
استاد دانشگاه علامه طباطبایی در تبیین اثرات سیاست های اقتصادی دولت زمان جنگ؛ افزود: علی رغم شرایط جنگی، اهتمام شرافتمندانه ای را در 10سال اول بعد از پیروزی انقلاب شاهدیم و انصافا نقش بهشتی و عالی نسب و موسوی در آن وضعیت اقتصادی بی نظیر است. بر اساس آمارهای رسمی در 1960 تا 1980 و در بیست ساله منتهی به انقلاب اسلامی امید به زندگی در ایران از 49.5 سال به 51 سال رسیده  اما در دوره 10 ساله بعد از پیروزی انقلاب از 51.2 به 61.6 رسیده است. یعنی آن مسیر بیست ساله بعد از انقلاب  در ده سال اول با وجود همه آن مشکلات بیش از 10 سال اضافه شده است. پس ببینید قانون اساسی که نقد هایی به آن وارد می دانیم در همان حدی که شرافتمندانه و صادقانه به آن عمل شده است و آن را با مصلحت سنجی پوچ دور نزدند این کارنامه را داشته است.
 
در برابر بازارگرایی مبتذل هزاران درود به دولت جنگ
او در ادامه گفت: تا این سخنان را مطرح می کنیم می گویند که 10 ساله اول را تقدیس می کنیم. ما این کار را نمی کنیم؛ من که در آن 10 سال در نخست وزیری بودم به نقایصی که وجود داشت، نقد وارد می کردم که همان زمان در رسانه ها منعکس است. اینها باهم منافاتی نداشت. به ما می گویند آیا فلان خطای قوه قضائیه در فلان سال را هم تایید می کنید، معلوم است که نمی کنم. در آن 10 ساله خطا هم بوده اما وقتی آن خطا را با فجایع بعد که به نام "بازارگرایی مبتذل" اتفاق افتاده است مقایسه می کنیم، می گوییم هزاران درود و افتخار به آن دوره.
 
مراقب باشید! نوحه سرایی می کنند تا راه شوک درمانی باز شود
وی گفت: آن نقطه کلیدی این است که در دولتی که عدالت اجتماعی را آنقدر خوب برقرار کرد و بخش خصوصی مولد را به آینده ایران امیدوار کرد و علی رغم همه فشارها و در سال های پایانی جنگ، سهم صنعت را به نسبت قبل جهش داد و سهم کشاورزی در تولید ناخالص داخلی را دو برابر کرد؛ برای انجام این اقدام ها لازم بود که هزینه فرصت مفت خوارگی و رانت خواری و فساد را بالا ببرد. در مقابل افرادی که زیر پرچم بخش خصوصی در قالب بازارگرایی مبتذل سینه می زنند نمی گویند که به نام بازارگرایی چه بر سر تولید کنندگان آوردند! چپ گرا خواندن شهید بهشتی و 10 سال اول بعد از انقلاب، صرفا نوحه سرایی ها برای باز کردن راه شوک درمانی است چون شوک، نیروی محرکه فساد خوارها و رباخوارهاست . و آین آبی که گل آلود می شود برای رباخواران و دلال ها دستاورد دارد.
 
تلاش ها برای انحراف اذهان مردم و مسئولان از مشکلات است
این استاد دانشگاه با تاکید بر این که «باید حواسمان باشد که مملکت ما در شرایط خیلی خطیری قرار دارد» گفت: چرا تمرکز روی ملکوک کردن شهید بهشتی است؟! تلاش برای انحراف اذهان مردم و مسئولان از مشکلات است. با تحلیل دقیق شرایط کشور می شود فهمید که این سرزمین گرامی در عین حال که از ظرفیت های مادی و انسانی به غایت بالا و منحصر به فرد و یک اهمیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک بسیار خارق العاده برخوردار است؛ این مملکت متاسفانه اکنون در چارچوب عمل به برخی توصیه های مبتنی بر آزاد سازی و خصوصی سازی و شوک درمانی و حذف سوبسیدها، یکی از مفلوک ترین ایام خود در 50 سال اخیر را تجربه می کند!
 
روس ها و انگلیسی ها با وجود اختلافات؛ علیه ایران متحد شدند
حال از آنجا که این شرایط با حاد شدن منازعه هژمویک بین آمریکا و چین  مصادف شده، هر بار که این منازعه ها ایجاد می شود، اراده هایی شکل گرفته می شود که بنیه تولیدی ایران کاهش و آسیب پذیری و اتکای ما به بیرونی ها را افزایش دهد و به اعتبار اهمیت ایران، کشور نقش نعش را بازی کند تا منافع هر دو طرف منازعه تامین گردد. عین این مساله در پیروزی انقلاب مشروطه هم هست؛ روس ها و انگلیسی ها با وجود همه مشکلاتی که با هم داشتند اما وقتی مشروطیت پیروز شد موافقت نامه 1907 را امضا کردند که در مورد ایران هماهنگ باشند. حال در این شرایط، تصادفی نیست که بهشتی را چپ گرا معرفی کنند!
 
رسانه ها نگذارند آسیب های کودتای 28 مرداد و دوره مشروطیت تکرار شود
فرشاد مومنی از رسانه ها خواست تا اجازه ندهند آسیب های دوره های مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت تکرار شود و تاکید کرد: در ملی شدن صنعت نفت؛ جهان در حال جایگزین کردن نظم آمریکایی حاکم بر جهان با نظم انگلیسی بود و آمریکا و انگلیس تعارض منافع داشتند. اما هر دو بر سر ساقط کردن دولت ملی دکتر مصدق همراه بودند و اختلافات را کنار گذاشتند؛ آنها کمیته مشترک درست کردند و کسانی که کار عمیق روی دوره کودتا کرده اند می دانند که اینها قبل از این که اتحادشان را علیه دولت ملی به کار ببرند، خود تک نفره و مجزا از یکدیگر، تلاش هایی برای ساقط کردن دولت مصدق انجام داده که شکست خورده بود. اما اینجا دیگر  علیه استقلال ملی در ایران با هم ائتلاف کردند و آن کودتا شکل گرفت. حال با خود فکر کنید آیا اکنون این می تواند تصادفی باشد که به بهشتی برچسبی می زنند که همان را به مصدق هم می زدند؟!
 
خطر منازعه هژمونیک آمریکا و چین برای ایران!
این استاد دانشگاه نسبت به خطر منازعه هژمونیک آمریکا و چین برای ایران هشدار و افزود: در هر دوره ای که منازعه هژمونیک حاد شکل می گیرد، تلاش ها برای ساقط کردن بنیه تولید در ایران بوده تا ایران متکی به خارج شود. من به این دولت و دولت قبلی درباره قراردادهای بلندمدتی که روسیه و چین منعقد کرده اند همین هشدار را دادم! در این قراردادها تا جایی که اسناد منتشر شده است می بینیم که تمام خواسته های روس ها و چین ها تامین شده اما درباره اینکه این قرارداد چه منافعی برای توسعه ملی و ارتقای بنیه تولید فناورانه دارد، سکوت و ابهام وجود دارد و حتی مواردی در جهت خلافش هم دیده می شود!
 
اسناد استراتژی 10ساله آمریکا و چین؛ پوست خربزه بودن اوکراین زیرپای پوتین را ثابت می کند
بنابراین بحث ما بر این است که آن سه گروه دانایی که در قانون اساسی مبنای آن جهت گیری ها بوده و آن دستاوردها را داشته است، حال که منازعه هژمونیک است، به مراتب اهمیت بیشتری پیدا می کند. اهل نظر و مطالعه؛ اسناد استراتژی امنیت دفاعی و اقتصادی آمریکا و چین در 10 ساله گذشته را بخوانند تا ببییند که ماجرا چقدر جدی است و چقدر باید هزینه کنند تا پوست خربزه ای به نام اوکراین را زیر پای پوتین و شبه تزاری او بیندازند!  اینها حساب و کتاب و دارد  و ما باید حواسمان را جمع کنیم.

می خواهند ایران نقش نعش را در منازعه جهانی ایفا کند!
فرشاد مومنی با اشاره به سخنانی که اخیرا علیه شهید بهشتی از سوی برخی افراد مطرح شده است گفت: این بساطی که راه می اندازند که صاحبان افتخارآمیزترین دستاوردهای علمی و عملی در ایران را ملکوک کنند، به این دلیل است که در این شرایط اگر ما از نظر بنیه اندیشه ای نسبت به افتخارآمیزترین ها به تردید بیافتیم و نقش نعش را در این منازعه جهانی ایفا کرده و حکومت ها به مردم پشت کنند؛ قطعا به حکومت دست نشانده تبدیل می شوند.
 
کاری کردند تا ایران مستقل و مستعمره نباشد اما هر دوی آنها باشد و هزینه اش را بدهد!
وی یادآور شد: روایت احمد اشرف در این زمینه را ببینید؛ تعبیر او این است: در شرایطی که انگلستان می خواست قدرت شماره یک شود و با روس ها رقابت داشت، آنچه بر سر ایران آمد بلاتکلیفی بود. او این را به «رشد اقتصادی در شرایط نیمه استعماری» تعبیر کرده است. این را در مقدمه اقتصاد ایران در دولت ملی با جزئیات توضیح داده ام که کاری کردند که دولت ایران نه مستعمره شود و نه مستقل باشد و در عین حال هر دوی اینها هم باشد! یعنی در حالی که تمام هزینه های یک کشور مستعمره را  می پردازد اما از ظرفیت های مستعمرگی هیچ استفاده ای نکند.
 
احمد اشرف می گوید ایران تمام هزینه های یک کشور مستقل را داد اما بی بهره ماند
مثلا هند زمانی یک مستعمره برای انگلستان بود و کشور استعمارگر با هدف استعمار بیشتر، ظرفیت های زیادی فراهم کرد؛ حالا وقتی هند مستقل شد، از آنها استفاده کرد. یکی این است که تا همین الان هم صاحب یکی از طولانی ترین خطوط ریلی دنیا هندی ها هستند و این را انگلیس در راستای منافع استعماری خود ایجاد کرد یا زبان رسمی را انگلیسی کرد و نتیجه این شد که هند با استقلال خود، از آخرین دستاوردهای علمی و فنی دنیا استفاده کند.اما از آن سو ایران تمام هزینه های یک کشور مستقل را داده بدون این که از بتواند از دستاوردی بهره ببرد.  احمد اشرف این را گفته است و این را علی رضاقلی به شکل خیلی عالی  در سراب گرایی صنعتی گفته است.
 
تفکر شهید بهشتی؛ نجات بخش ایران از مشکلات اقتصادی
فرشاد مومنی با تاکید بر اینکه برای نجات ایران و برون رفت از گرفتاری ها، ذخیره دانایی به میراث مانده از آیت الله شهید بهشتی ، استثنایی و منحصر به فرد است؛ ادامه داد: این که می بینید بهشتی محور حمله قرار می گیرد، از این دریچه و بنابر تفاسیری که مطرح شد، قابل اعتنا است. من به سبکی که عزیزان انجام می دهند برچسب نمی زنم اما به صورت ایجابی می گویم که ذخیره دانایی بهشتی می تواند ایران را نجات دهد و اتفاقا در این سال ها، هر کجا از اندیشه آن شهید عدول کردیم به بحران رسیدیم.  توجه شما را به کتاب بی نظیری جلب می کنم که آقای محمد سروش محلاتی به عنوان "بازگشت از بهشتی و بازگشت به بهشتی" تدارک دیدند. در آنجا نشان داده شده که چطور عدول از مرام و استانداردهای اندیشه ای توسعه سازِ آیت الله بهشتی، یک به یک نقاط قوت دهه اول بعد از انقلاب را به ضعف تدبیل کرد و ما را به این بحران ها رسانده است.
 
هجمه های مافیایی به اسم دلسوزی برای بخش خصوصی، علیه تفکر شهید بهشتی!
او گفت: در شرایطی که کشور با این همه مشکل مواجه است می بینیم موج رسانه ای و مافیایی راه می افتد و سناریوسازی های غیرعادی شکل می گیرد تا بهشتی را ملکوک کنند و این اصلا عادی نیست! ژستی که می گیرند این است که از موضع دلسوزی برای بخش خصوصی این کار را می کنند اما این درست " حکم دزدی را دارد که پرچم آی دزد در دست گرفته است! " ببینید تولد بنگاه های صنعتی و انگیزه برای بسط دادن طول و عرض بنگاه های صنعتی در 10 سال اول بعد از انقلاب چقدر بوده و الان چقدر است.
بی سابقه ترین فشارها برای صنعت ایران؟
شما می دانید در سال 1365 تا 1367 آمریکا و متحدان غیرعرب صدام حسین به این جمع بندی رسیدند که با آن شیوه ای که اقتصاد ایران اداره می شود، اینها به هدف خود در جنگ نمی رسند و تمهیدی کردند که ستون فقرات اداره افتخارآمیز جنگ ضربه بخورد و این را طوری طراحی کردند که اولین شوک معکوس نفتی را تحمیل کنند. دوست دانشمند من "حسن تاش" در پژوهش های خارق العاده شان درباره آن مستندات خود را ارائه دادند. قیمت نفت را در سال 1365 به زیر سه دلار در هر بشکه رساندند و یک سر دیگر استراتژی آنها این بود که به جای مناطق سوق الجیشی، ظرفیت های تولیدی ایران را بمباران کنند. به اعتبار این دو شوک خیلی بزرگ؛ صنعت ایران در آن زمان بی سابقه ترین فشارها را تحمل کرد. یعنی آن سال ها، سال های بسیار بد صنعت ایران و بدترین هم  سال 1367 بود. اما با این همه سختی؛ توان رقابت در جهان که با شاخص رابطه مبادله می سنجند از 68 تا 89 این شاخص 34 درصد کمتر شد.
 
شاخص «رابطه مبادله» و ربط آن به اعتراضات معلمان و بازنشستگان
رئیس موسسه مطالعاتی دین و اقتصاد، در ادامه با بیان این که «توان رقابت و مقاومت اقتصادهای دنیا را با شاخص رابطه مبادله می سنجند» گفت: اگر می خواهیم ریشه های اعتراضات به حق معلمان و بازنشستگان را بفهمیم باید این شاخص ها را ببینیم. اکنون آنقدر ارزش خلق نمی شود که نیازهای جامعه را برطرف کند. در صورت بندی نظری تورم مافیاها به وسیله نئوکلاسیک های وطنی نقش سقوط بنیه تولید در این تورم را حذف کردند؛ در حالی که کسی که الفنا را بداند بیش از هفتاد سال است که در ادبیات توسعه تورم در کشورهای در حال توسعه اساسش خصلت ساختاری آن است و به ضعف در بنیه تولید مربوط می شود. این حکومت و کارشناسان اطراف او، 30 سال است که می خواهند تورم را کنترل کنند و هر سال دریغ از پارسال. اما یک بار از بلایی که بر سر تولید آورده اند وارد شوند؛ شاخص رابطه مبادله که وضعیت بنیه تولید را روشن می کند در سال 1389،به میزان 34 درصد کمتر از 67 است و در سال 1399 نسبت به 1389 نیز 34 درصد کمتر است به نام شوک نرخ ارز و آزاد سازی و  خصوصی سازی و این افتضاحات. حالا که خصوصی سازی آبرویش رفته برگ مولدسازی را رو کرده اند و ما نسبت به آنچه در عمل اتفاق خواهد افتاد بسیار نگرانیم.
 
هشدار گروه ستیران به شاه درباره ایران سال 1365؟!
وقتی گروه ستیران برنامه های رسیدن به دروازه های تمدن را طراحی کردند اینها به شاه گفتند دروازه های تمدن پیشکش، بقای شما تهدید می شود و از جمله هشدارهایی که داده بودند این بود که با این الگوی مصرف وابسته که ایجاد کرده اید، که هیچ ربطی به توان تولیدی شما ندارد؛ در سال 1365 برای این که بحران به وجود نیاید باید حداقل 63 میلیارد دلار واردات کنید وگرنه ایران با بحران مواجه خواهد شد.
حالا در تحلیل آنها جنگ هشت ساله نبود و تروریسم مجاهدین خلق و تحریم ها هم دیده نشده بود. ما این مشکلات را داشتیم اما سال 65 را با واردات کمتر از 10میلیارد دلار و بدون بحران سپری کردیم. آنها که کارنامه این قانون اساسی با این ظرفیت ها از نظر ترکیب خردمندانه و آزمون افتخار آمیز 10 ساله را ملکوک می کنند؛ مواضع و حرکت شان نرمال نیست و نیازمند گفتگوهای خیلی جدی تر است. البته در کل وجود این مستندات به معنای ندیدن نقص های جدی قانون اساسی نیست. البته که تدوین کنندگان قانون اساسی راهکار اصلاح قانون را هم پیش بینی کرده اند.
 
شهید بهشتی مورد حمله دو گروه
استاد دانشگاه علامه طباطبایی با انتقاد از نگاه عجیب اتهام زنندگان به تفکر شهید بهشتی؛ گفت: یکی از اینها می گوید بهشتی تحت تاثیر اندیشه های چپ قرار داشته و دلیلی که می آورد این است که بهشتی کار را مبنای ارزش می دانسته است! شما کتاب ثروت ملل اسمیت را بخوانید. اقتصاد مالیات ستانی ریکاردو را بخوانید و ببینید که  از اسمیت تا مارکس همه بزرگان اقتصادی تاریخ جهان این طور فکر می کنند؛ بعد بهشتی که این طور فکر می کند متهم می شود؟ جالب است که بهشتی در زمان حیات خود از سوی مجاهدین خلق و چپ ها متهم به حمایت سرمایه داری و لیبرالیسم می شود و مارکسیست ها هم او را به بورژوازی متهم می کردند!
قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران به اهتمام بهشتی نوشته شد و مجاهدین خلق و مارکسیست ها به او حمله می کردند که می خواهی بورژوای  را ایجاد کنید؛ بهشتی می گفت آنها که در مناسبات فاسد وام های بزرگ گرفته و از کشور خارج کرده اند و بخشی از آن وام را هم به عنوان ظرفیت تولید کرده اند به همین اندازه که ظرفیت تولید کرده اند، را می توانند داشته باشند.
 
اتهام زنی به امامان جمعه شهید، اول انقلاب!
این را هم یک جنایت و ظلم می دانم که برخی در نوشته هایشان چرندیاتی به کار می برند نمی دانم چه بگویم! مثلا می گوید  سیطره جریان چپ آنقدر بوده که ائمه جمعه منتظر بودند تحلیل های کیانوری بیرون بیاید تا در خطبه هایشان به کار ببرند. اینها را درباره افرادی مثل  شهید مدنی و صدوقی و دستغیب و طالقانی و منتظری هم می گویند! بعد متاسفانه عده ای به این سخنان استناد کرده و مقاله نوشته اند.
برخی به من می گویند با اینها مناظره کنیم؛ با این سطح از دانش و اطلاعات. من چه مناظره ای کنم؟ مثلا یکی از افاضاتشان این است که در مثلث اولیانوفسکی و کیانوری و بت اوشانا می گویند که در جریان انقلاب سیطره با چپی ها بود اما مذهبی ها پیروز شدند! این که اینها را کسی جدی می گیرد؟ این سخنان تنها از دریچه اقتصاد سیاسی قابل تحلیل است.
میزگرد«راهکارهای فراموش شده کاهش مصرف بنزین» - فرشاد مومنی
او در ادامه گفت: در قانون حفاظت می گویند، «واویلا از مصادره» در حالی که بخش بزرگی از آنچه که به نام مصادره در کادر قانون حفاظت اتفاق افتاده است ملی سازی بدهی های سرمایه داران فراری بود. یعنی آقای بهشتی و اعضای شورای انقلاب از موضع اشرافی که به این مساله داشتند و برای جلوگیری از سقوط بنیه اقتصادی ایران در بند الف بنا به ملاحظه استراتژیک، برخی صنایع باید در اختیار دولت باشد و این نظر مطابق با هفتاد درصد نظریه های توسعه زمان خود بود. در آن زمان نظر این بود که اگر این صنایع ملی نشود چون اینها قدرت و ثروت را باهم دارند، کارشکنی می کنند. آنها این صنایع را استراتژیک می دانستند که در دوره گذار باید در دست دولت باشد. در بند ب این قانون  می گوید آن بخش از صنایع که به خاطر پیوندهای فاسد در اختیار نظامیان و امنیتی ها و درباری ها است را از آنها بگیریم آنجا که صاحبان این صنایع مشخص شدند این صنایع به صاحبانش برگردد و والا به دارایی هایی که به آن می گویند بخش عمومی غیردولتی برود و این دقیقا در کادر فهمی بوده است که از اقتصاد اسلامی پیدا می شود. البته متاسفانه امروزه می بینیم به شکل مشکوکی حرف های سخیف درباره اقتصاد اسلامی می زنند و کسانی آنقدر بد دفاع می کنند که حال مسلمانان را هم به هم می زنند.
 
اقتصاد اسلامی یعنی چه؟
فرشاد مومنی همچنین درباره اقتصاد اسلامی گفت: در چارچوب اقتصاد اسلامی به عنوان مکتب، بایدها و نبایدها و حدود و وظایفی تعیین شده است اما طنز تلخ این است که بعد از جنگ، برخی قانون اساسی را کنار گذاشتند و بازارگرایی را محور کرده اند؛ حالا به جای پاسخگویی ژست تهاجمی گرفته اند و می گویند ائمه جمعه تسلیم تحمیل های امامان جمعه بودند! صد رحمت به گوبلز!
 
اگر انقلابیون برنامه نداشتند برنامه توسعه سال 58 از کجا آمد؟!
او افزود: می گویند  پیروز شدگان انقلاب نه تئوری اقتصادی منسجم داشتند و نه سیاسی. اگر نداشتند پس چرا برچسب می زنید و می گویید چپ گرا بودند؟! ضمن این که اگر تئوری نبود چطور توانستند تبدیل به تنها انقلاب اجتماعی فراگیر مردمی شوند و قانون اساسیِ به رفراندوم گذاشته شده، داشته باشند؟! و مهم تر این که اگر تئوری منسجم نبود تا شهریور 58 سندی به نام برنامه توسعه و تکامل نظام جمهوری اسلامی منتشر نمی شد که تا امروز در تاریخ ایران چنین سندی با این سطح از مشارکت همگانی وجود نداشته است.
متاسفانه این یک کمدی و در عین حال تراژدی است که با این سطح فهم و ادعا، درباره شخصیتی چون شهید بهشتی نظر می دهند و درباره قانون اساسی می گویند اصول 43 و 44 قانون اساسی منطبق با نظریه «راه رشد غیرسرمایه داری» است و این که  کلیدش هم دست بنی صدر بود و بهشتی هم به او کمک می کرد! این افراد اصلا درباره رابطه بهشتی و بنی صدر و اختلافات این دو هیچ اطلاعی ندارند و این شگفت انگیز است.
چرا شهید بهشتی بر دولتی کردن بیمه تاکید داشت؟
این استاد اقتصاد دانشگاه به «دولتی کردن بیمه»در نگاه شهید بهشتی اشاره کرد و تصریح کرد: بر اساس تحقیقاتی که من در حزب جمهوری اسلامی داشتم، شهید بهشتی از اواخر 1320 تحقیقات زیادی درباره نگرش اسلام درباره موسسات بیمه ای کرده بود و جمع بندی اش این بود که مکندگی رَبویِ موسسه های بیمه ای، اگر بیشتر از بانک ها نباشد کمتر نیست و بر اساس تحقیقات خود به این استدلال می رسد که از موضع اسلامی، این که بیمه باید دولتی باشد را در مجلس خبرگان مطرح کرده و آنها هم که برخی شان بسیار معتقد به فعالیت بخش خصوصی بودند، پذیرفته شد؛ پس قابل قبول نیست که بگوییم این نگاه را بر اساس چپ گرایی داشته باشد!
 
75 درصد مباحث اقتصادی قانون اساسی را شهید بهشتی مطرح کرد
این استاد اقتصادی با این ادعا که اکثریت مباحث اقتصادی قانون اساسی را شهید بهشتی مطرح کرد؛ ادامه داد: من مثل عزیزان تخصص نیت خوانی ندارم؛ عین این مساله را شهید بهشتی درباره بازرگانی خارجی و صنایع استراتژیک توضیح می دهند که چرا باید در دوره گذار در کنترل باشد و نقطه کلیدی اش این است که نظم اقتصادی مبتنی بر اسلام را شهید بهشتی در بحث های تفصیلی شان در سال 49 مطرح کرده اند و هم در مجلدات شش گانه آثار تفصیلی آمده و در کتاب بانکداری ربا و مسائل مالی در اسلام هم آمده است. این بحث ها متعلق به سال 49 است و 75 درصد مباحث اقتصادی قانون اساسی را شهید بهشتی مطرح کرده است.
سوال من از این افراد که بهشتی را مورد اتهام قرار می دهند این است که  برای چه کسانی آب را گل آلود می کنید؟ و برای چه کسی وجاهت می سازید؟ می پذیریم که حزب توده برای توجیه رفتار مزورانه این سخنان را در میان طرفدارانش مطرح کند اما شما اگر مسلمان هستید، پس منطق این سخنان چیست؟!
 
افتخارآمیزترین متن اقتصادی تمدن اسلامی در قرن بیست، کتاب «نظام اقتصادی اسلامی» است
فرشاد مومنی ادامه داد: اگر از من بپرسید یکی از افتخارآمیز ترین متون اقتصادی تمدن اسلامی در قرن بیستم چیست، می گویم کتاب دو جلدی «نظام اقتصادی اسلام» شهید بهشتی و این که از چه سطحی از دانش و معرفت در نظریه مالکیت بیان می کند هم نقاط قوت اندیشه مارکسیستی و لیبرالیستی را مطرح می کنند و چطور نشان می دهند که نگرش اسلامی به مالکیت چقدر از آنها بالاتر است. بهشتی در نظریه مالکیت می گوید بر اساس منطق فطرت که قرآن اساس تمدن سازی اش بر آن استوار است، شش منشاء برای مالکیت وجود دارد و آن را یکی کرده و با جزئیات توضیح می دهد. او از موضع نقد نگرش لیبرالیستی و کاپیتالیستی به مساله مالکیت واقعا نکته سنجی هایی می کند که هوش از سر انسان می برد و افتخار آمیز است تا ببینید این آدم در چه سطحی از ظرفیت های ذهنی بوده است.
آن وقت عزیزان، بهشتی را قیاس به نفس می کنند و می گویند بت اوشانا او را تحت تاثیر قرار داده است! شهید بهشتی درباره مالکیت می گوید که منطق فطرت می پذیرد آن که خلق کرده، صاحب آن است اما می گوید حواستان باشد که انسان خالق مطلق نیست و بخشی از آن خلق کنندگی به ذخیره دانایی و توانایی انباشته شده در طول تاریخ است و این به فرد نمی رسد. آنجایی که فرد خود نقش آفرینی می کند حتما باید بهره مند باشد اما این را مارکسیست ها نمی توانند درک کنند آنجا که سهم جامعه است را لیبرال ها نمی توانند بفهمند. در حالی که در منطق فطرت برای هر کدام از اینها حق مالکیت به رسمیت شناخته شده است.

این استاد دانشگاه به مناظره اخیر در تلویزیون مجددا  اشاره کرد و گفت: یکی از این دو نفر در مناظره بسیار تلاش کرد که بگوید اولیانوفسکی همه کاره بوده اما در جایی دیگر می گوید در شورای انقلاب معممین نقشی نداشتند! مثلا در این مناظره گفته می شود چرا به خاطر بدهکاری سرمایه دار اموالشان تصرف شده است؟ در حالی که در آیین نامه اجرایی قانون حفاظت می گوید به حکم این که اینها بدهکاران هستند به مالکیت آنها دست نمی زنیم حتی آنهایی که نسبت به وثیقه هایی که در بانک ها گذاشته اند تا 2.5 برابر هم وام گرفته اند حمل بر فساد نمی کنیم اما اگر میزان بدهی ارزشش از 2.5 برابر وثایق بیشتر باشد به آنها شش ماه مهلت می دهیم و درباره نحوه بازپرداخت بدهی ها توصیه به توافق می کنند. اما اگر کسی خود می داند چه کرده است و هر چند بار هم که دولت تمدید کرده به بانک مراجعه نکرده است و باز به ترکیب مالکیت آن دست نزده اند و بعد بر اساس لایحه قانونی 6738 دولت موقت مدیر دولتی برای کارخانه اش گذاشته اند تا تولید ادامه یافته است. در مناظره خیلی جالب است که این دو باهم هم نظر بودند اما حرف هم را گوش نمی کنند.
 
اندیشه های بهشتی یکی از ارزنده ترین ذخایر دانایی کشور برای برون رفت از منازعه هژمونیک
این استاد دانشگاه تاکید کرد: اقتصاد سیاسی بهشتی ستیزی و این که این همه خلاف واقع و خلاف دروغ یک وجه بین المللی دارد و این که عزت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و بین المللی ما در بالاترین سطح با اسلوب روش شناختی شهید بهشتی از موضع اسلامی امکان صورت بندی و تبدیل به برنامه دارد و اگر می خواهیم از بلاتکلیفی ذلت آور در منازعه هژمونیک جان به در ببریم و با عزت و مستقل باقی بمانیم یکی از ارزنده ترین ذخایر دانایی اندیشه های شهید بهشتی است.
 
برخی رسانه ها ناآگاهانه اندیشه داعش را ترویج می کنند!
من در همین موسسه در ماجرای داعش به حکمرانان گرامی گفتم که وجه اندیشه ای داعش را برخی رسانه های حکومت هم ناآگاهانه ترویج می کنند و اندیشه های امثال بهشتی و مطهری را به حاشیه رانده اند و شما برای مبارزه با داعش اندیشه های بهشتی و صدر و مطهری و اردبیلی را برجسته کنید.
 
مرزبندی های اقتصادی بهشتی از منظر توسعه اسلامی؛ ذخیره دانایی نجات بخش ایران است
وی افزود: اینکه وجه ملی قضیه بهشتی ستیزی چیست را در سالگرد بهشتی توضیح خواهم داد که اندیشه های شهید بهشتی و نگرش های او به توسعه؛ نظم ملی در پرتو انقلاب اسلامی را طراحی کرده است و توصیه می کنم آثار شهید بهشتی و به ویژه مبانی نظری قانون اساسی را در مرکز توجه قرار دهید. برخوردهای سخیف با بانوان کشور را ببینید و توجه کنید که نظر بهشتی درباره ریاست جمهوری زنان چه بوده است و ما از آنجا به اینجا سقوط کرده ایم! مرزبندی هایی که بهشتی از دریچه توسعه اسلامی، با مفتخوارگی و فساد و استبداد فردی دارد، ذخیره دانایی بسیار نجات دهنده است. از منظر اقتصاد سیاسی بهشتی، در  30 سال گذشته به تدریج و به صورت فزاینده با منظومه اندیشه بهشتی مرزبندی شده است و حاصلش انبوه بحران ها و فلاکت ها و بیچارگی ها است.
 
تا کی قرار  است منافع رباخوارها و مافیاها به منافع ملی و مردم ارجح باشد؟!
آن اندیشه جایگزینی که باید توضیح دهنده باشد، می خواهد حواس ما را از زمان پاسخگویی پرت کند. آنچه که به عنوان تعدیل ساختاری و بازارگرایی مبتذل جایگزین اندیشه توسعه شهید بهشتی شد، در همه عرصه ها به بن بست کامل رسیده و کشور را با بحران فراگیر روبرو کرده است. الان زمان یک گفتگوی ملی برای این است که این فاجعه تا کی ادامه می یابد و تا کی قرار است منافع رباخوارها و مافیاها موجه باشد به منافع ملی و منافع مردم ...
 
جواب های، هوی نیست؛ بیایید با مبنای درست و طبق قانون اساسی، گفت وگوی ملی راه بیاندازیم
فرشاد مومنی با بیان این که «یک وجه دیگر طنز تلخ بهشتی ستیزی این است که می خواهند بساط شوک درمانی را به نام "اسم رمز غارت و چپاول" ادامه دهند »؛ خطاب به همه مردم، رسانه ها، صاحبنظران اقتصادی و مسئولان کشور؛ گفت: آنها که دلشان برای ایران می سوزد با حواس جمع با این مساله برخورد کنند. من می گویم جوابِ های، هوی نیست. بیاییم با مبنای درست، گفت وگوی ملی راه بیندازیم و هم در ساحت نظر و عمل طبق قانون اساسی، هر چه قابل دفاع است را نگه داریم و آنچه قابل دفاع نیست را کنار بگذاریم. راه را شهید بهشتی در کتاب مبانی قانون اساسی روشن کرده و هر چه در این زمینه تعلل و مقاومت شود راه برای سوءاستفاده مافیاها هموارتر می کند.
 
همه قانون اساسی متعلق به اندیشه شهید بهشتی نیست
او تاکید کرد: البته همه قانون اساسی متعلق به اندیشه شهید بهشتی نیست. در صورت مذاکرات می بینید که همه در این ماجرا مشارکت فعالانه داشتند و نقد های شهید بهشتی به همین قانون اساسی ناظر به این است که نتوانستم سطح فکری برخی را بالا بیاورم و مقاومت هایی وجود داشت.
 
ایجاد دلبستگی به اسلام، با موعظه ی صرف، حاصل نمی شود
شهید بهشتی در میراث اندیشه شان می گویند که ایجاد دلبستگی به اسلام با موعظه ی صرف، حاصل نمی شود. بیش از ده بار در آثارشان می گویند بهترین تبلیغ برای اسلام عمل کردن به مسلمات اسلام است .در حالی که بخش بزرگی از مردم در فقر و فلاکت هستند و برخی هم انگار از سر لج بازی، بخش بزرگی از منابع را صرف امور معطوف به موعظه می کنند! این کار نسبتی با مواضع بهشتی ندارد.
 
تلخی مواجهه صادقانه را به شیرینی کاذب برخورد چاپلوسانه ترجیح می دهم!
ما حریت بهشتی را هم برای کشور نجات بخش می بینیم؛ آنجا که می گوید "من تلخی مواجهه صادقانه را به شیرینی کاذب برخورد چاپلوسانه ترجیح می دهم". ما با این مناسبات با بهشتی زندگی کردیم این مشی عملی، نجات دهنده است. ایشان به ظرفیت های اندیشه اسلامی ایمان داشت که باب گفت وگو را در بالاترین سطوح باز کرد و چقدر تلخ است که جلسه سوری می گذارند و حضار گزینشی هم چیزهایی می گویند که موجب وهن می شود. این کار ها به صلاح هیچ کسی نیست. سیره عملی بهشتی به همان اندازه ذخیره دانایی او، نجات دهنده است.
 
هدف ما از جمهوری اسلامی، برپایی سراپرده عدل بود نه کسب و حفظ قدرت
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در پایان گفت: بهشتی به پیروی از سنت حسنه اجدادش مکرر در آثارش می گوید هدف ما از جمهوری اسلامی برپایی سراپرده عدل و عینیت بخشی به جامعه نمونه اسلامی بود، نه کسب قدرت و حفظ قدرت.  این که کسانی به نام دین و صرفا در کادر حفظ قدرت، هر کار خلاف و سبعانه را توجیه می کنند این ها نسبتی با خرد و موازین اسلامی ندارد. من صمیمانه می گویم بازگشت به سیره نظری و عملی بهشتی و روزآمدسازی آن متناسب با شرایط ایران تنها راه نجات ماست.
انتهای پیام/*
۰
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما